همه جوره


برخلاف آنچه که تصور می شود:

یاد امام حسین علیه السلام فقط مخصوص یک روز ، یک دهه و یک ماه نیست ...

یک زندگی، او را در قلب و ذهنت داشته باش ؛

بگذار پیام و عطر گل سرخی بی نظیر ، یک عمر معطرت کند ...

 

 

صلی الله علیک یا أبا عبدالله ...

صلی الله علیک یا أبا عبدالله ...

صلی الله علیک یا أبا عبدالله ...

 

مشق کودکان تشنه در کربلا

جملات زیبا گیله مرد

+ چهارشنبه هفتم آبان 1393| 16:32|علیرضا|


تنهایی این نیست که هیچکس اطرافت نباشه!



این نیست که با کسی دوست نباشی!


این نیست که آدمی گوشه گیر و منزوی باشی!


این نیست که کسی باهات حرف نزنه!


این نیست که هیچوقت نتونی خوشحال باشی!


این نیست که کسی دوستت نداشته باشه!


 

تنهایی، یه حس درونیه!


تنهایی یعنی "هیچکس نمیفهمه حالت بده

+ شنبه سیزدهم اردیبهشت 1393| 9:6|علیرضا|


ﺁﻫﺎﯼ ﺁﻗﺎ ﭘﺴـــــــــﺮﯼ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ
ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﯽ ﺩﺧﺘـــــﺮﯼ ﺭﻭ ﺑﺪﺳﺘﺶ ﺑﯿﺎﺭﯼ
ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﯽ ﺁﺑﺠـــــﯽﻡ ﺷﻮ ...
ﺁﺭﻩ ﺩﺍﺩﺍﺵ ﺑﺎ ﺗﻮﺍﻡ ﺍﯾﻦ ﺭﺳﻤﺶ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻭﻥ ﺩﺧﺘﺮ ﺑﺎ
ﻫﺰﺍﺭ ﺍﻣﯿﺪ ﺁﺑﺠـﯽﺕ ﻣﯿﺸﻪ
ﺁﺑﺠــﯽ ﺕ ﻣﯿﺸﻪ ﺗﺎ ﺣﺮﻓﺎﯾﯽ ﺭﻭ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺩﺍﺩﺍﺵ
ﻭﺍﻗﻌﯿﺶ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﺑﺰﻧﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺰﻧﻪ
ﺁﺑﺠـــــﯽﺕ ﻣﯿﺸﻪ ﺗﺎ ﺩﺭﺩ ﻭ ﺩﻻﯼ ﺧﻮﺩﺷﻮ ﺑﻪ ﺗــــﻮ ﺑﮕﻪ
ﺁﺑﺠــﯽ ﺕ ﻣﯿﺸﻪ ﺗﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﺑﺎ ﮐﺴﯽ ﺣﺮﻑ
ﺑﺰﻧﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻐﺾ ﺗﻮ ﮔﻠﻮﺷﻪ
ﻭ ﻧﻤﯿﺘﻮﻧﻪ ﺩﺍﺩ ﺑﺰﻧﻪ ﺑﯿﺎﺩ ﻭ ﺗﻮ ﺁﺭﻭﻣــــﺶ ﮐﻨﯽ
ﺍﮔﻪ ﻗﺒﻮﻝ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺩﺍﺷــﺶ ﺑﺎﺷﯽ ﺑﺎﯾﺪ
ﻣﺜﻪ ﺁﺑﺠــــﯽ ﺧﻮﺩﺕ ﻣﺮﺍﻗﺒﺶ ﺑﺎﺷﯽ
ﻧـــــﺰﺍﺭﯼ ﺁﺯﺍﺭﯼ ﺍﺯ ﮐﺴﯽ ﺑﺒﯿﻨﻪ

+ پنجشنبه نوزدهم دی 1392| 19:30|علیرضا|


 به زودی  تنوع جدید دوباره باز گشتم.
+ دوشنبه پانزدهم مهر 1392| 16:44|علیرضا|


ادامه مطلب

((جالب))

نظر

یادت نره

رمز ورود
101020

+ جمعه هفدهم خرداد 1392| 11:54|علیرضا|


رمز ورود

102020


Ɔσитιиʋɛ
+ شنبه چهارم خرداد 1392| 21:48|علیرضا|



وقتی چشمات ديگه اشكی براي ريختن نداشته با شه

وقتی ديگه قدرت فرياد زدنم نداشته باشی ......

وقتی ديگه هر چی دل تنگت خواسته باشه گفته باشی

وقتی ديگه دفتر و قلم هم تنهات گذاشته با شن..

وقتی از درون تمام وجودت يخ بزنه ....

وقتی چشم از دنيا ببندی وآرزوی مرگ كنی...

وقتی احساس می كنی ديگه هيچ كس تو رو درك نمیكنه

وقتی احساس كنی تنها ترين تنهای دنيا هستی

ووقتی باد شمع نيمه سوخته اتاقتو خاموش كرد

چشمهايت را ببند و با تمام وجود از خدا بخواه كه صدات كنه

خدايا به دادم برس

+ پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1392| 13:35|علیرضا|


باز باران با ترانه

میخورد بر بام خانه

یادم آمد كربـــلا را

دشت پرشور و بلا را

گردش یك ظهر غمگین

گرم و خونین

لرزش طفلان نالان!

زیر تیغ و نیزه ها را

با صدای گریه های كودكانه

وندرین صحرای سوزان

میدود طفلی سه ساله

پر زناله ، دلشكسته ، پای خسته

باز باران ، قطره قطره

میچكد از چوب محمل

آخ بــاران

کی بباری برتن عطشان یاران

ترکنند از آن گلو را

آخ بــاران .. آخ بــاران

 

+ چهارشنبه سی ام اسفند 1391| 20:27|علیرضا|



لبخند زدن استرس را از بین می برد


وقتی استرس دارید لبخند بزنید.

با این کار استرستان کمتر می شود

 و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید.


لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند


به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود

 که شما احساس آرامش بیشتری دارید.

با لبخند زدن از ابتلا به آنفلونزا وسرماخوردگی جلوگیری کنید.


لبخند زدن فشارخونتان را پایین می آورد


وقتی لبخند می زنید فشار خونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید.

لبخند بزنید و خودتان نتیجه اش را ببینید.


لبخند زدن اندورفین و سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند


تحقیقات نشان داده است که لبخندزدن با تولید این سه ماده در بدن 

باعث بهبود روحیه می شود.

می توان گفت لبخندزدن یک داروی مسکن طبیعی است.


لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید


به نظر می رسد افرادی که لبخند می زنند

 اعتمادبه نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند.


لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید


لبخند بزنید.حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن به یک مساله منفی فکر کنید.

خیلی سخت است.نه؟در واقع وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می فرستد

 که«زندگی خوب پیش می رود»پس با لبخندزدن از افسردگی و نگرانی دور بمانیم.





یک شبی مجنون نمازش را شکست ...
بی وضو در کوچه ی لیلا نشست ...
عشق آن شب مست مستش کرده بود ...
فارغ از جام الستش کرده بود ...
سجده ای زد بر لب درگاه او ...
پر زلیلا شد دل پر آه او ...
گفت یا رب از چه خوارم کرده ای ؟ ...
بر صلیب عشق دارم کرده ای ؟ ...
جام لیلا را به دستم داده ای ...
و ندر این بازی شکستم داده ای ؟ ...
نشتر عشقش به جانم می زنی ...
دردم از لیلاست ، آنم می زنی ؟ ...
خسته ام زین عشق دل خونم مکن ...
من که مجنونم تو مجنونم مکن ...
مرد این بازیچه دیگر نیستم ...
این تو و لیلای تو ... من نیستم ! ...
گفت ای دیوانه لیلایت منم ...
در رگ پیدا و پنهانت منم ...
سالها با جور لیلا ساختی ...
من کنارت بودم و نشناختی ...
عشق لیلا در دلت انداختم ...
صد قمار عشق یک جا باختم ...
کردمت آواره ی صحرا نشد ...
گفتم آدم میشوی اما نشد ...
سوختم در حسرت یک یا ربت ...
غیر لیلا بر نیامد از لبت ...
روز و شب او را صدا کردی ولی ...
دیدم امشب با منی گفتم بلی ...
مطمئن بودم به من سر میزنی ...
بر حریم خانه ام در میزنی ...
حال این لیلا که خوارت کرده بود ...
درس عشقش بی قرارت کرده بود ...
مرد راهش باش تا شاهت کنم ...
صد چو لیلا کشته در راهت کنم




پیرمرد عاشق به زنش گفت: بیا یادی از گذشته های دور کنیم. من

میرم تو کافه منتظرت و تو بیا سر قرار بشینیم حرفای عاشقونه بزنیم.


به جذابترین گروه اینترنتی ملحق شوید

پیرزن قبول کرد.

فردا پیرمرد به کافه رفت. دو ساعت از قرار گذشت، ولی پیرزن نیومد.

وقتی برگشت خونه، دید پیرزن تو اتاق نشسته و گریه میکنه.

ازش پرسید: چرا گریه میکنی؟

پیرزن اشکاشو پاک کرد و گفت:

بابام نذاشت بیام!!!



+ سه شنبه پانزدهم اسفند 1391| 14:26|علیرضا|


   

♥ مـטּ هر روز و هر لحظـﮧ نگرانت مے شوم کـﮧ چـﮧ مے کنی؟♥ 

♥  کجایے ؟♥ 

♥  در چـﮧ حالے؟ ♥ 

♥ پنجره اتاقم را باز مے کنم و فریاد مے زنم ♥:

♥  تنهاییت براے مـטּ ♥ 

♥  غصه هایت براے مـטּ ♥

♥   همـﮧ بغض ها و اشکهایت براے مـטּ ♥

♥ تـو فقط بخند... ♥ 

♥ آنقدر بلند تا مـטּ هم بشنوم صداے خنده هایت را صداے همیشـﮧ خوب بودنت را...♥

+ جمعه بیست و هفتم بهمن 1391| 13:47|علیرضا|